محمد رضا واليزاده معجزى
788
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
انگليس كمك كرده ، سود خود را برده است . بعضى بر وى حسد مىبردند و عدهاى به مقام او غبطه مىخوردند اما همه تميز مىدادند كه مقام امروزى او با مقام بيست سال قبل كه به شيخى رسيد اگر مقايسه شود يك دليل قانع كنندهاى است براى تشويق سياست [ ؟ ] دولت انگليس . ايرانيها خوب تميز دادهاند كه در منطقه نفوذ روسيه كسى نظير خزعل وجود ندارد . وى خدمتگذار مطيع دولت مركزى است ماليات خود را به موقع كاملا مىپردازد « 1 » و دختران واليها را در هرچند سال به عقد خود درمىآورد . « 2 » ويلسن مىنويسد كه در پانزدهم اكتبر شنيدم غلام على خان بيرانوند مىخواهد مرا ملاقات كند و وعده بدهد كه قرارداد را امضاء خواهد كرد . مذاكرات من با بالاگريوه امروز بر سر موضوع گروگان بود . من مىخواستم كه آنها اين گروگان را در اهواز يا در خرمآباد بدهند ولى آنها عقيده داشتند در دزفول [ گروگان ] بدهند . « 3 » در اينجا باز مانند هميشه مذاكرات ما به بنبست رسيد در صورتىكه يك هفته قبل تقريبا موضوع خاتمه يافته تلقى مىشد و چندين بار هم در پشت ورق قرآن نوشته شده بود . در 22 اكتبر ويلسن مىنويسد نايب السلطنه مراجعت كرده است [ و ] با بختياريها متحد شده كه با ژاندارمرى و روسها بجنگد . ژاندارمها شكست خوردند و براى آنها از ژاندارمرى عراق عجم به تهران كمك فرستاده شده است . ويلسن و همكارانش با كمك سردار خان والىزاده به خوزستان برمىگردند بالاخره عمليات نقشهبردارى و مساحى راهآهن در طول خط لرستان تمام شد و مدارك و
--> پشتكوه رفته بود نقل مىكرد كه يك شب نزد والى بودم قبل از شام من به والى گفتم الحمد لله خداوند نعمتهايش را همه به شما داده و از اين حيث كم و كسرى نداريد . والى در جواب من گفت خداوند نعمتش را با شيخ خزعل عرب تمام كرده كه هر شب در كشتى مخصوص خود به روى شط بساط سلطنت دارد و دختران سيمين ساق اروپايى و ترك و ايرانى و عرب در خدمت او روزوشب برپا ايستادهاند نه با من كه يك استكان زهر مار را به سر مىكشم و يك پيرزن بدتركيب كه يك لبش در زمين و يك لبش در آسمان است تيكهاى كباب به دستم مىدهد . ( 1 ) . واقعا انسان تعجب مىكند از اين همه قلب ماهيت . هرگاه شيخ خزعل مطيع دولت مركزى بود پس آن سى چهل هزار نفر سواران عرب و بختيارى و لر به دستور چهكسى براى جنگ با دولت گردآمده بودند و هرگاه وى ماليات خود را به شيخ ) از موقع و كاملا مىپرداخت آن همه بقاياى ماليات سنواتى را دكتر ميلسپو ( در همان اوان سركشى آورده [ حسابهاى ] كجا بود كه جمع كل آن مساوى قسمت اعظم املاك شيخ بود . ( 2 ) . اصل : بياورد . ( 3 ) . اصل : خواهند داد .